می رسد

می رسد روزی که بی من روزها راطی کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی!

می رسد روزی که تنها در کنار عکس من

خاطرات کهنه ام را مو به مو از بر کنی!

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
دیدگاه

مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند,ولی آنان را ببخش . اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند,ولی مهربان باش . اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت,ولی موفق باش. اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند,ولی شریف و درستکار باش . آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند,ولی سازنده باش . اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند,ولی شادمان باش . نیکی های درونت را فراموش می کنند.ولی نیکوکار باش . بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد. ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم

باران

من تو را بر برگ گل ها می نوشتم... من تو را بر موج دريا می نوشتم... من تو را با اين نفس ها عاشقونه بر دل غمگين و تنهام مينوشتم... دونه دونه نامه هامو پاره کردی تو منو از شهر خود آواره کردی بعد من هرگز نگفتی او کجا رفت از کسی هرگز نپرسيدی چرا رفت رفتم وديگر زمن نامی نبردی دل به عشق ديگری بی من سپردی بي تو من با عالمی بيگانه بودم هر چه بودم عاشقی ديوانه بودم بعدمن باهرکه بی من می نشينی آرزو دارم گل شادی نچينی تا که هستی روی خوشبختی نبينی... روي خوشبختی نبينی... از تو با تو شکوه کردم نازنينم درد دلهامو نوشتم شب سحر شد من هنوزم قصه دل از تمام لحظه های سرنوشتم... می نو شتم... می نوشتم... می نو شتم...

مهدی سلطانی

سلام دوباره از انتظار بدم میاد برای همین از آخر تا ابتدا وبلاگت ورق زدم خوندم خوندم تا ببینم علت چی بود خدا بیامرزتش میگن خدا اونهایی که دوست داره بیشتر و سخت تر آزمایش میکنه پس سعی کن در این آزمایش سربلند بیرون بیایی خدا شکر پدر و مادر و خواهر و برادرت آقا هادی هستند در کنار اینها بودن لذت ببر و برای آن عزیز قرآن و دعا و خیرات برای شادی روحش انجام بده