سلام.هههههههههههههههههههههی روزگار چه کردی با دل ما.فردا جشن عروسی پسر عمومه البته پسر عموی بابامه که با داداشم هم سنه ورفیق فابریکشم بود.از دوران طفولیت تا الان.خوشبخت شه ایشالله.منم مثه زهرا خواهرش منتظر این روز بودمو داداشمو تو لباس دامادی میدیدم اما نشد که نشد.حالم خوب نیست.خدا روحشه شاد کنه خیلی داغونم کرد.هی میگم از اتاق میاد تو.بعضیا فکر میکنن که افکارم مسخرست.بابا تو که عزیزت نمرده که بفهمی چی میگم.واقعا برا بعضیا متاسفم.در کل خدارو شکر میکنم وکفر نمیگم.برام از خدا صبر بخوایین.ممنون.برای شادی روح اموات صلوات

/ 5 نظر / 5 بازدید
الهام

خدا صبرت بده آره واقعا سخته درکت می کنم

الهام

یه جایی خوندم که نوشته بود از کسی که رنگ شادی رو دیه از غم نپرس و از کسی که غم دیده شادی مپرس اومیدت به خدا باشه

زهرا

سلام عزیزم خوبی؟؟؟ ببخشید که یکم دیر ،اما منم لینکت کردم و ممنونم که منو جزو دوستانت فرار دادی

a

سلام خدا رحمتشون کنه // شما از کجا میدونین که برادرتون تو لباس دامادی نیست؟؟ من ایشونو ندیدم اما یقین دارم جاش از ما خیلی خیلی بهتره... شما هم دیگه غصه نخورین به خاطر داداشتون هم که شده... اخه میدونم اگه ناراحت باشین اونم ناراحت میشه این حرف من نیستا ... میدونم خیلی سخته اما ما هم یه روزی میریم اصلا نیومدیم که بمونیم...خواهش میکنم دیگه ناراحت نباشین...

رویای صورتی

سلام گلم خدا بیامرزه برادرتو ولی فکر کن اگه ازدواج میکرد و بچه داشت الان چی به روز اون بچه میومد؟ برادر من بچه داشت.کلی مشکلات پیدا شد بعد از فوتش غصه نخور هیچوقت از مجرد بودن برادرت[گل]