سلام.هههههههههههههههههههههی روزگار چه کردی با دل ما.فردا جشن عروسی پسر عمومه البته پسر عموی بابامه که با داداشم هم سنه ورفیق فابریکشم بود.از دوران طفولیت تا الان.خوشبخت شه ایشالله.منم مثه زهرا خواهرش منتظر این روز بودمو داداشمو تو لباس دامادی میدیدم اما نشد که نشد.حالم خوب نیست.خدا روحشه شاد کنه خیلی داغونم کرد.هی میگم از اتاق میاد تو.بعضیا فکر میکنن که افکارم مسخرست.بابا تو که عزیزت نمرده که بفهمی چی میگم.واقعا برا بعضیا متاسفم.در کل خدارو شکر میکنم وکفر نمیگم.برام از خدا صبر بخوایین.ممنون.برای شادی روح اموات صلوات