من همانم که خدا ، آفریدش از گِل و دمیدش در او از نفس قدسی خود، من همانم که روزی،خواهم رفت از این خاکی افلاک ،و به جا خواهد ماند

از همه بود و نبود و هرآنچه که نشانی دارد از من

،راستی

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن است که مردم بسپارند به یاد