سلام.خوبین؟من که بد نیستم.از دانشگاه مسابفه رفته بودم .اولین بار خاطره هوابگاهوتو دانشگاه نازلو تجربه کردم آخه تا حال میبردن از پالایشگاه هتل.البته از امکانات پالایشگاهه که تدارکاتش توپه دانشگاه مشکل نداره با اون سوپشسبز.ها ها ها.انتظار داشتم مقام بیارم.درسته که تمرین نداشتم به خاطر داداش دلسرد شده بودم .پریشب از ارومیه برگشتم.همه تو خونه بودند از جمع خوشم نمیاد منو یاد اون روزا میندازه که همه یه لبخند الکی میزدند تا متوجه فوت داداشم نشیم اه اه اه.نامردی کردند.تو مسابقه شنا قورباغه که رشتمه مقام دوم برازندم بود از یه طرف خیانت دوستم واز طرف دیگه قضاوت داورها.ولی دوستم همونجا با آب خوردن تو طول اول تو مسابقه دیگه تاوان کارشو پس داد ونتونست ادامه بده.دیوونه شده بود.منم ذوق زده بودم تا دیدم خطا گرقتن داورا.سر داور منو میشناخت تو مسابقات دیده بود یواشکی گفت 2تا از داورا واسم خطا گرقتند اون سعی داشت که مقام بیارم که...بی انصافی کردند .بیخیال.مهم اینه که بهم خوش گذشت.قرار بود یه روز بمونیم دومین روزو با بچه ها رفتیم بازار 4نقری.البته زیاد جنبع ی پیاده روی داشت تا خریدچشمکمامانو بابا رقتند مکه با عموجان.خیلی جاشون خالیه.به سلامتی ایشالله