سلام.دیشب با خستگی فراوان به خواب رفتم.صبح که برا نماز بیدار شدم حس وحال معنوی داشتم.حدس بزنین چه خوابی دیدم.خواب عزیزمو.سر قبرش گریه میکردم با لباس مشکی وعینک روچشاش بود منو توآغوشش کشیدو گفت نگران من نباشین من جام خوبه به فکر خودتون باشین وبرام دعا کنید ولبخندم رو لباش بود.نمیدونم شاید شب با ذکرو فکرش خوابیدم یا شاید...امیدوارم که خوابم صحت داشته باشه.الان قراره برم وادی سر قبرش.من نمیگم مرده پرستم ولی نمیخوام به هیچ عنوان از یادم بره چون خیلی بهم لطف کرده بود میتونم بگم منو بزرگ کرده. سعی میکنم روحشو همیشه شاد کنم با کارایی که اون دوست داشت.